فلسفه آموزش علوم

فلسفه ی آموزش علوم تجربی

یکی از ویژگی های بارز انسان کنجکاوری است که از دوران کودکی تا پایان عمر ، همواره او را به دانستن و کشف حقایق و پرده برداری از مجهولات سوق می دهد . این نیروی درونی ، تکاپوی انسان را برای کسب علم و گریز از جهل افزون می کند .

آنچه امروز ، از دانش بشری در شاخه های مختلف و رشته های گوناگون در دسترس ماست ، حاصل تلاش انسان های گذشته در اثر همین نیروی درونی خدادادی است .             بی تردید ، بسیاری از مطالبی که اکنون برای ما مجهول است،به وسیله نسل های کنجکاور آینده کشف خواهد شد .

بخشی از دانش امروز بشر که حاصل مطالعه و جست و جوی او در جهت شناخت جهان مادی و نظام ها و قوانین آن است ، علوم تجربی نام دارد .

بشر ، برای کشف و شناخت اسرار این جهان مادی ، عمدتا از ابزارهای حسی خود استفاده می کند و تکیه بر آن بسیار ضروری است . به این دلیل ، انسان برای توسعه و تقویت حوزه عمل حواس خود به ساخت دستگاه های گوناگون و دقیق دست زده است .

ساخت و تولید ابزارهای گوناگون ، توانایی انسان را برای کشف رازهای جهان و طبیعت بالا                می برد و زندگی او را متحول می سازد . استفاده از دستاوردهای علم و فناوری ، در بعضی جهات رفاه نسبی به همراه می آورد و به انسان کمک می کند تا آنچه را که در گذشته با رنج و سختی و صرف وقت زیاد انجام می داده است ، بسیار راحت تر و سریع تر انجام دهد . دانش آموزی که به مدرسه وارد می شود ، از یک سو دارای نیروی خداداد کنجکاوی است نیرویی که هر لحظه او را به سوی یافتن دانشی تازه و پاسخی برای پرسش های بی شمار می کشاند و از سوی دیگر ، باید برای زندگی در دنیای فردا که دنیای علم و فناوری است ، آماده شود . به این ترتیب ، نظام آموزشی باید بگونه ای برنامه ریزی شود که هم قوه جست و گری را در دانش آموزان شکوفا کند و دانستن و کشف مجهولات را برای آن ها لذت بخش و نشاط آور و هم آنچه را برای زندگی در دنیای امروز و فردا به آن نیازمندند ، به آن ها بیاموزد .

درس علوم تجربی که یکی از درس های اصلی دوره های ابتدایی و راهنمایی تحصیلی است ، به نوبه خود باید بتواند به هر دو هدف یاد شده ، دست یابد . در این درس ، محتوا و روش باید بگونه ای طراحی شود که از یک سو به نیازهای فطری دانش آموزان در زمینه شناخت محیط پاسخ گوید و به آنان در پی بردن به شگفتی های جهان خلقت کمک کند و معرفت آنان را نسبت به خالق جهان افزایش دهد ، و از سوی دیگر ، آنها را با دانش و بینش مورد نیاز زندگی حال و آینده آشنا سازد .

پس هدف نهایی رسیدن به واژه بسیار معروف و با کاربرد وسیع سوادعلمی فناورانه است . این اصطلاح امروزه کاربرد بسیار فراوانی دارد که در ادامه سعی خواهیم کرد ، تا حد امکان آن را معرفی کنیم .

سواد علمی فناورانه ( تکنولوژیک )

یکی از موضوع هایی که امروزه توجه بسیاری از متخصصان آموزش و پرورش جهان را به خود جلب کرده است ، موضوع سواد علمی فناورانه است .

سواد علمی فناورانه ، به مجموعه ای از دانستنی ها و مهارت ها در زمینه علوم و فناوری از دانستنی ها و مهارت ها در زمینه علوم و فناوری گفته می شود که هر اسنانی برای زندگی کردن به آن نیاز دارد . آنچه امروزه در رسانه ها سواد علمی فناورانه نامیده می شود ، در واقع یافتن توانایی حل مسابل و مشکلاتی است که جامعه بشری با آن مواجه است و هر اسنانی ، به عنوان عضوی  از این جامعه ، می تواند نقشی مثبت یا منفی در مقابل این مسایل ایفا کند ، مشکلاتی همچون : کاهش منابع ماده و انرژی ، لزوم یافتن منابع جایگزین برای این دو منبع حیاتی ، آلودگی محیط زیست ، بازیافت مواد اولیه پس از مصرف و بسیاری مسایل دیگر . از همه این مسائل مهم تر ، نیازی به نام توسعه پایدار است که بستگی عمیق به سطح سواد علمی فناورانه مردم جامعه دارد . امروزه ، متخصصان توسعه شناسی ، بر عامل نیروی انسانی کارآمد و دارای سطح بالای سواد علمی فناورانه ، به عنوان یکی از عوامل اساسی توسعه پذیری جامعه تاکید می کنند و گاهی آن را به عنوان مهم ترین عامل توسعه و پیش شرط تحقق آن بر می شمارد . از این رو در جهان امروز ، تمامی کشورها می کوشند سطح سواد علمی فناورانه جامعه خود را بهبود بخشند تا ازنی راه بتوانند ، زمینه توسعه پایدار را در کشور خود فراهم کنند.یکی از عواملی که مستقیما بر سطح سواد علمی فناورانه مردم هر جامعه اثر می گذارد ، کیفیت آموزش علوم در نظام آموزش و پرورش آن کشور است . ارتباط بین سطح سواد علمی فناورانه مردم یک جامعه و کیفیت آموزش علوم در دوره آموزش رسمی در آن جامعه ، ارتباطی کاملا نظامدار است و تا حدود زیادی به مشخصات و ماهیت سواد علمی فناورانه مربوط می شود . لذا ، قبل از تعیین این ارتباط نظامدار میان سواد علمی فناورانه و کیفیت آموزش علوم ، باید مشخصات و خصوصیات سواد علمی فناورانه را مورد توجه بیش تری قرار دهیم . این خصوصیات عبارتند از :

1- سواد علمی فناورانه یک نیاز همگانی است .

همه انسان ها در هر شرایط محلی ، شغلی ، اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی ، برای زندگی کردن به فراگیری مجموعه ای از اطلاعات در زمینه علم و فناوری نیاز دارند . آموختن این مجموعه از اطلاعات که به آن سواد علمی فناورانه اطلاق می شود ، لازمه توانایی بشر برای زندگی کردن در قرن آینده خواهد بود .

2- سواد علمی فناورانه برای افراد مختلف ، متفاوت است .

کسب سواد علمی فناورانه گر چه برای همگان ضروری است ، اما مصادیق اطلاعات مورد نیاز هر فرد ، با فرد دیگر متفاوت است و به شرایط محیطی ، شغلی ، سنی و بسیاری از شرایط دیگر بستگی دارد . مثلا یک کشاورز ، یک پزشک ، یک راننده لوکوموتیو  و یک خانم خانه دار ، همگی به دانستن اطلاعات فراوان در زمینه شغلی خود نیاز دارند ، اما اطلاعات هر زمینه با اطلاعات سایر زمینه ها تا حد زیادی متفاوت است .

3- سواد علمی فناورانه پیوسته در حال تغییر است .

با پیشرفت علم و فناوری و توسعه جوامع ، محدوده عماکرد و مصادیق سواد علمی و فناورانه برای هر فرد  ، دائما  در حال تغییر است . یعنی ،  هر انسانی باید دائما در پی کسب اطلاعات جدیدتری باشد که مورد نیاز است . به عبارت دیگر ، سواد علمی فناورانه مورد نیاز هر فرد در زندگی آینده او ، از هم اکنون روشن نیست و دائما در حال تغییر است 0

4- آموختن سواد علمی به عنوان یک فرآورده ، تنها در یک برهه زمانی مشخص از زندگی هر شخص ، غیر ممکن است .

یعنی در دوره آموزش مدرسه ای نمی توان کلیه اطلاعات مورد نیاز هر دانش آموز را در

اختیار او قرار داد ، چرا که :

اولا ، ما نمی دانیم او در آینده در چه شرایطی از نظر شغلی ، جغرافیایی ، اجتماعی و غیره قرار خواهد گرفت .

ثانیا ، نمی دانیم که در آینده چه تحولاتی در زمینه دانش بشری رخ خواهد داد .

بنابراین ، آموختن همگی مصادیق سواد علمی فناورانه مورد نیاز دانش آموزان در دوران آموزش عمومی امری محال است و یادگیری باید در تمام عمر ادامه یابد .

با توجه به چهار خصوصیت فوق ، نقش آموزش علوم در فراهم سواد علمی فناورانه و ارتباط نظامدار این دو موضوع با هم به شرح زیر است :

الف هدف آموزش علوم ، تبدیل دانش آموز به یادگیرنده مادام العمر است :

هدف کلی آموزش علوم ، انتقال مجموعه ای از اطلاعات مجرد ، پراکنده و صرفا علمی به ذهن دانش آموزان نیست ، بلکه هدف آموزش علوم ، فراهم آوردن شرایطی است که یادگیرنده قابلیت و توانایی آن را پیدا کند که در تمام عمر ، به کسب سواد علمی مورد نیاز خود بپردازد.این نکته امروزه به آموزش مادام العمر مشهور شده است .

ب : یادگیری مادام العمر منوط به کسب دانش پایه ، پرورش مهارت های یادگیری و ایجاد اعتقاد به یادگیری است :

از میان دانش آموزان امروز ، گروهی به یادگیری مادام العمر نائل خواهند شد که :

اولا : به اثر یادگیری و کسب سواد علمی فناورانه در کیفیت زندگی فردی و اجتماعی خود اعتقاد و ایمان داشته باشند .

ثانیا : راه کسب و یادگیری سواد علمی فناورانه را بدانند .

ثالثا : دانش پایه مورد نیاز را کسب کرده باشند . در واقع هدف های اساسی و اصلی آموزش علوم را تشکیل می دهند . به همین دلیل ، در قسمت هدف های اصلی آموزش علوم ، درباره آن ها توضیحات بیش تری ارائه خواهد شد .

هدف های کلی در طرح جدید آموزش علوم تجربی

همان طور که گفته شد ، به طور کلی هدف آموزش علوم در دوره آموزش عمومی آن است که دانش آموزان را برای یادگیری مادام العمر آماده کند .

به عبارت دیگر ، هدف کلی آموزش علوم ایجاد استعداد و توانایی کسب سواد علمی فناورانه در دانش آموزان است. بر این اساس ، هدف های آموزش علوم را می توان در سه حیطه اصلی و اساسی ، یعنی هدف های دانشی ، هدف های مهارتی و هدف های نگرشی به شرح زیر در نظر گرفت :

1-حیطه هدف های دانشی : کسب دانستنی های ضروری ؛ یعنی دانش پایه در زمینه های چهارگانه علوم .

2- حیطه هدفهای مهارتی : کسب مهارتهای ضروری ، یعنی راه یادگیری

2-حیطه هدف های نگرشی : کسب نگرش های ضروری ؛ یعنی آنچه انسان را به شهروند بهتری تبدیل می کند .

1-کسب دانستی های ضروری

یادگیری درباره هر مفهوم و موضوع جدید در زمینه دانش بشری ، مستلزم  داشتن پاره ای از اطلاعات درباره اصول و قوانین چهار زمینه اصلی علوم تجربی ، یعنی علوم فیزیکی ، علوم زیستی ، علوم زمین  و علوم بهداشت است . برای کسی که اصول و قوانین بنیادی فیزیک ، شیمی ، زیست شناسی و زمین شناسی را نمی داند ، راه هر گونه یادگیری علمی بسته است .علوم فیزیکی که شامل فیزیک و شیمی است ، بیش تر به بحث درباره ماده ، انرژی ، تغییرات مواد و بر هم کنش های ماده و انرژی می پردازد .

علوم زیستی : محیط زنده را مورد بحث قرار می دهد .

علوم زمین : به بررسی محیط غیر زنده اختصاص دارد .

دانش آموزان باید در دوره آموزش عمومی مجموعه مکفی از اصول و زمین شناسی و بهداشت را بیاموزند تا بتوانند در پایه این اصول و قوانین در مورد تازه های علم و فناوی ، دانستنی های مورد نیاز خود را فراهم گیرند .

به عنوان مثال ، اگر دانش آموزی با مفاهیم اساسی الکتریسیته مغناطیس آشنا نباشد ، هرگز نمی تواند اصول کار یک دستگاه برقی را درک کند و از آن به صورت صحیح استفاده کند.به طوری که می توان گفت،کسب دانش پایه ، شرط لازم ( اما نه کافی ) برای یادگیری های بعدی است .

2-کسب مهارت های ضروری

آنچه که در این قسمت تحت عنوان مهارت ها آمده است ، در واقع به آن دسته از توانایی هایی اشاره دارد که در زمینه علم آموزی می توانند مفید واقع شوند . به عبارت دیگر ، پرورش مهارتها در دانش آموزان به منزله آموختن راه یادگیری به آنان است .در طول چند دهه اخیر ، تحقیقات زیادی در زمینه روش های علم آموزی و توانایی هایی که باید در دانش آموزان به وجود آورده شود ، انجام شده است .

آنچه که هم اکنون می توان گفت ، مورد قبول متخصصان آموزش علوم در همه کشورهاست ، لزوم پرورش چند نوع مهارت یا توانایی در دانش آموزان است . به اعتقاد متخصصان ، ایجاد و پرورش این مهارتها در دانش آموزان ، آن ها را در پیمودن مراحل روش علمی تواناتر می سازد و به آن ها امکان می دهد تا یادگیری های جدید را ، از طریق به کارگیری این مهارت ها،براحتی انجام دهند.این مهارت ها عبارتند از : مشاهده کردن ، اندازه گیری ، جمع آوری اطلاعات ، تفسیر یافته ها ، فرضیه سازی ، برقراری ارتباط،پیش بینی کردن،کاربرد ابزار و طراحی تحقیق .البته هر یک از این مهارتها را می توان به مهارتهای کوچک تر تقسیم کرد.مثلا مهارت مشاهده را می توان  به  مهارتهایی چون : مقایسه ، طبقه بندی و جمع آوری اطلاعات تجزیه کرد .

3-کسب نگرش های ضروری

 ارزش ها در آموزش و پرورش از اهمیت بسیار زیادی برخوردار هستند . در واقع ، آموزش را باید وسیله ای برای نیل به ارزش ها دانست .اگر ما بتوانیم تمامی سواد علمی مورد یناز هر فرد را در اختیارش بگذاریم ، اما شخصیت و نگرش های او را در مسیر درست و صحیح قرار ندهیم ، هیچ مشکلی از مشکلات جهان امروز حل نخواهد شد . بنابراین باید در کنار دانش پایه و مهارت ها ، به هدف های نگرشی نیز توجه کامل داشته باشیم . البته بیش تر هدف های نگرشی جنبه عمومی دارند و تنها به درس علوم تجربی مختص نیستند .

بسیاری از هدف های نگرشی جزو هدف های مشترک  آموزش علوم در همه کشور ها به شمار می آیند.شاید بتوان گفت که شعار جهانی فکر کنید ، منطقه ای عمل کنید ، حتی در عرصه تدوین هدف های آموزشی نیز معنا یافته است . در هر حال ، هدف هایی همچون توجه به قانونمندی و نظم موجود در پدیده های طبیعت و پی بردن به وجود خالق آنها ، قدردانی از مواهب طبیعت به عنوان نعمت های الهی ، تمایل به همکاری گروهی ، صبر و حوصله ، مسئولیت پذیری ، درستکاری و راستگویی ، تصمیم گیری مسئولانه احترام به عقاید دیگران ، اعتماد به نفس ، انعطاف پذیری در اندیشیدن ، دوری از تعصب نابجا ، تمایل به یادگیری ، کنجکاوی ، علاقه مندی به کار و تلاش ، حساسیت نسبت به حفظ بهداشت جسم و حفظ محیط زیست ، میل به نقاد و خلاق ، هدف های مهم نگرشی در کشور ما را تشکیل می دهند .

چرا کتاب های علوم تغییر کرده است ؟

بررسی وضعیت نامطلوب دانش آموزان ایرانی شرکت کننده در یک طرح بین المللی ارزشیابی علوم و ریاضیات می تواند در پاسخ به این سوال به ما کمک کند .

انجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی  کار خود را از سال 1959 میلادی آغاز کرد و از آن زمان تاکنون ، بیش از پانزده مطالعه تطبیقی در رشته های گوناگون ، مانند : زبان دوم ، علوم ، ریاضی ، علوم اجتماعی ،رایانه و آموزش توسط این انجمن اجرا شده است . اولین مطالعه بین المللی علوم در سال های 1983- 1984 اجرا شد .

سومین مطالعه بین المللی ریاضی و علوم ( TIMSS ) ( تیمس ) ، مهم ترین و بزرگ ترین مطالعه این انجمن است.هدف این مطالعه اندازه گیری پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

شرکت کننده در دو درس ریاضی و علوم و همچنین ، بررسی تاثیر عوامل مربوط به برنامه و مواد آموزشی ، مدرسه و خانواده در یادگیری دانش آموزان در این دو درس است . ایران برای اولین بار در سال 1992 ، با شرکت در پروژه تیمس ، به عضویت انجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی درآمد . وضعیت دانش آموزان ایرانی در بین دیگر کشورهای شرکت کننده در تحقیق بسیار اسف بار بود ( در دوره راهنمایی ، رتبه 37 در بین 41 کشور و در دوره ابتدایی ، رتبه آخر در بین 25 کشور ) . آنان که با وضعیت فعلی آموزش و پرورش در دوره آموزش عمومی آشنایی کافی دارند ، بخوبی می دانند که این وضعیت نامطلوب ، محدود به درس های علوم و ریاضیات نیست . در نتیجه،چنانچه تحقیقی در مورد وضعیت آموزش درس های دیگر ( مانند علوم اجتماعی ) صورت گیرد ، قطعا نتیجه ای بهتر از آنچه که ذکر شد ، عاید ما نمی شود . این در حالی است که نتایج پژوهش های فراوان و گسترده رابطه مستقیم میان سرمایه گذاری هر کشور در زمینه آموزش عمومی ، و رشد و توسعه اقتصادی آن را نشان داده است .

بدون اینکه بخواهیم در مورد تاثیر یا عدم تاثیر اجرای نظام جدید آموزش متوسطه در بهبود وضعیت کلی آموزش و پرورش به داوری بپردازیم ، باید اذعان کنیم که متاسفانه در سال های اخیر ، معطوف شدن تمام توجهات و سرازیر گشتن بودجه های گوناگون نظام آموزشی کشور به سوی دوره متوسطه ، سبب تنزل بیشتر کیفیت آموزش و پرورش در دوره ابتدایی و راهنمایی شده است . بدیهی است اگر مسوولان تصمیم دارند ، این وضعیت را اصلاح کنند ، باید زمینه انجام اقدامات جدی در ابعاد گوناگون آموزش عمومی را فراهم آورند .

در این میان ، یکی از مهم ترین تغییراتی که باید در وضعیت کلی روش آموزش ما در دوره عمومی صورت گیرد ، تغییر روش تدریس و آموزش ، از شیوه های سنتی و انفعالی ( شیوه رایج سخنرانی و حفظ مطالب ) به شیوه های فعال یاددهی و یادگیری است .زیرا امروزه ، در تمام نشست های جهانی تعلیم و تربیت ، بر اهمیت به کارگیری روش های فعال یاددهی و یادگیری برای آموزش همه درس ها تاکید می شود .

البته بدیهی است که در عمل نمی توان به طور ناگهانی در همه درس ها تحول به وجود آورد و روش های فعال را جایگزین روش های انفعالی و سنتی کرد .بنابراین این سوال مطرح می شود که مناسب ترین نقطه آغاز کجاست ؟

تجربیات کشورهایی که سال ها پیش از ما در نظام آموزش عمومی خود تحولی به وجود آورده اند ، نشان می دهد که بهترین نقطه آغاز برای ایجاد تحول در کیفیت آموزش عمومی هر کشور ، متحول کردن درس علوم تجربی است .

اما متحول کردن آموزش مستلزم استفاده از ابزارهای مناسب است و یکی از ابزارهای مهم هر روش آموزشی ، کتاب درسی می باشد. بنابراین ، تهیه وئ تدوین کتاب هایی در راستای طرح جدید ضروری و اجتناب ناپذیر است . البته انتخاب محتوای مناسب برای کتاب های علوم و نیز چگونگی طرح مطالب و انتقال مفاهیم و محتوا بسیار حساس است و باید حساب شده عمل کرد .

ملا کهای انتخاب محتوا

در انتخاب موضوعات ، سر فصل ها و مفاهیم کتاب های سه ساله علوم تجربی دوره راهنمایی تحصیلی اولویت ها و ملاک های زیر مورد نظر بوده اند :

1-     با زندگی روزمره دانش آموزان مرتبط باشد .

2-   در جهت برآوردن نیازهای فردی و اجتماعی دانش آموزان باشد .

3-  در جهت ارتقای سطح سواد دانش آموزان در زمینه علم و فناوری موثر باشد .

4-    حاوی دانش پایه لازم برای دانش آموزان باشد .

5-   با سیاست ها و نیازهای کلی کشور مطابقت داشته باشد .

6-   پیش نیاز لازم را برای ادامه تحصیل و آشنایی دانش آموزان با فناوری فراهم کند .

7-  در مقایسه با موضوع های درسی پایه های مشابه سایر کشورها قابل دفاع باشد .

اصولی که در تدوین کتاب ها مورد نظر بوده است ، از این قرارند :

1-     بایدحتی الامکان موضوعات انتزاعی راکاهش دادومطالب رامتناسب باسن                 دانش آموزان تنظیم کرد .

2-   الزاما نباید به ساختار دانش مقید بود و در صورت ضرورت و مفید بودن ، می توان تقدم و تاخر را بر هم زد .

3-  مطالب حتی الامکان به صورت تلفیقی بیان شود .

4-    عکس ها و تصویر ها حتی الامکان ایرانی باشند .

5-  در پایان هر فصل ، زمینه های شغلی مربوطه به مطالب آن فصل آورده شود . همچنین درباره زندگی در جهان امروز مطالب مرتبط با فصل گنجانده شود .

در این جا لازم است ، پاره ای از ویژگی ها و توانایی هایی را که به طور عمده باید در دوره راهنمایی تحصیلی و از طریق درس علوم تجربی در دانش آموزان به وجود آید ، مطرح کنیم تا هنگام تدوین و برنامه درسی علوم تجربی دوره راهنمایی تحصیلی و همچنین تدریس علوم در کلاس های درس توسط معلمان ، مورد تاکید بیش تری قرار گیرند . بدیهی است این ویژگی ها و هدف ها نیز در سه حیطه کلی هدف های دانشی ، مهارتی و نگرشی طبقه بندی می شوند . پس انتظار می رود ، هر دانش آموز دوره راهنمایی تحصیلی ، از طریق یادگیری درس علوم تجربی :

هدف های دانشی

1-   قوانین اصلی و ضروری علوم ، در زمینه های چهار گانه علوم تجربی ( فیزیک ، شیمی ، زمین شناسی و زیست شناسی ) را بداند .

2-   با بعضی کاربردهای مهم علم در زندگی آشنا شود .

3-  چشم اندازی به آینده و گذشته علم داشته باشد .

4-  درک نسبتا صحیحی از مفاهیم اصلی علوم ، همچون ماده ، انرژی ، موجودات زنده ، زمین و پدیده های طبیعی و . . .  داشته باشد .

هدف های مهارتی ( مهارتهای ذهنی )

1-   با دقت نظر در محیط اطراف خود بتواند ، تعدادی مساله را که حل آن ها نسازمند به کارگیری علم است ، تشخیص دهد و شناسایی کند .

2-    بتواند هنگام مواجه شدن با یک مساله ، فکر کند و راه حل ارائه دهد .

3-   بتواند موضوعی را از نظر علمی تجزیه و تحلیل کند .

4-    بتواند مقصود خود را بخوبی بیان کند .

5-   بتواند به کمک شواهد علمی ، نتایج بعضی پدیده ها را پیش بینی کند .

6-   با آمار و ارقام و نمودار و این قبیل علائم و چگونگی تفسیر آن ها آشنا باشد .

7-   از طریق به کارگیری مهارتهای یادگیری ( مشاهده ، اندازه گیری و . . .) پاره ای از

مفاهیم علمی را خودش کشف کند یا در فرآیند تولید و شکل دهی آن مفهوم ها مشارکت فعال داشته باشد .

8-ضمن توانایی به کارگیری مهارت های تفکر منطقی ، علمی و نقاد ، بویژه با لزوم و چگونگی کنترل متغیرها ، هنگام انجام آزمایش های علمی و نتیجه گیری های مربوط به آنها آشنا باشد .

هدف های نگرشی

1-در مورد پدیده هایی که در محیط اطراف او وجود دارد و علت بروز آن ، از خود کنجکاوی نشان دهد و با جست و جو و تفکر ، زمینه های کسب اطلاعات علمی را فراهم آورد .

2- از مشاهده نظام مندی موجود در پدیده های طبیعت ، به وجود ناظم آن پی ببرد.

3- سعی کند ، برای آنچه که خوانده است ، کاربردهای علمی بیابد .

4- به مطالعه نشریه های علمی ، تماشای فیلم های علمی و استفاده از رسانه های گوناگون در زمینه های علمی علاقه نشان دهد .

5- به مسائلی از قبیل صرفه جویی ، استفاده بهینه از ماده و انرژی و هدر ندادن وقت و منابع مالی توجه داشته باشد .

6-به ضرورت تلاش و کوشش در جهت کسب علم و فناوری به منظور فراهم کردن زمینه های یک زندگی بهتر برای خود و جامعه ای که در آن زندگی می کند ، اعتقاد داشته باشد .

7- به انجام بعضی فعالیتهای ذوقی ، هنری و مهارتی ، مانند ساخت ابزار و وسایل مورد نیاز برای زندگی یا انجام آزمایش های علمی و پرورش گل و سبزی ( در باغچه یا گلدان ) و . . . از خود علاقه نشان دهد .

8-به بهداشت فردی و عمومی و همچنین ، مسایل زیست محیطی توجه داشته باشد و در حفظ آن بکوشد .

 روش های یاددهی و یادگیری

پس از آشنایی با هدف های طرح جدید آموزش علوم و نیز پی بردن به اهمیت ایجاد و تقویت مهارتهای و نگرش های ضروری در کنار دانستنی های لازم ، باید ببینیم رسیدن به این هدف ها از چه راه هایی امکان پذیر است و در واقع ، روش هایی که معلم باید برای تحقق یادگیری فعال به کار گیرد ، کدامند.روش هایی را که در ادامه پیشنهاد می کنیم ، برخی از روش های موجود و عملی هستند،ولی تنها روش های ممکن نیستند و ارائه روش های کاراتر و مفیدتر توسط معلمان خلاق و هنرمند دور از ذهن و انتظار نخواهد بود.

کار و بحث گروهی

امروزه در دنیا ، هیچ کاری در زمینه های علم ، فناوری ، اقتصاد و حتی فکر و اندیشه ، به صورت فردی انجام نمی شود . کار گروهی یکی از روش های اصلی تدریس در کلاس علوم است و ضرورت دارد که دانش آموزان را به کار گروهی واداریم .

کار و بحث گروهی ، در عین این که یک روش آموزشی است ، برای ما هدف نگرشی بسیار مهمی تلقی می شود . کار گروهی فرصت ایجاد نگرش های مثبت نسبت به مدرسه و علم را در اذهان دانش آموزان به وجود می آورد و تعامل عاطفی را بین آنها تقویت می کند .انسان موجودی اقتصادی است . کار و بحث گروهی ، دانش آموزان را با مشکلاتی که بر سر راه زندگی اجتماعی آن ها در بزرگسالی وجود دارد ، آشنا می سازد و راه مقابله و  بر طرف کردن مشکلات را به آنها می آموزد . در واقع ، این تمرینی کوچک برای رسیدن به زندگی اجتماعی بهتر است . در جریان کار گروهی ، دانش آموزان جدا از تجربه اندوزی در تقسیم کار و مسئولیت ، تجربیاتی نیز در زمینه مدیریت و سازماندهی فعالیت ها به دست می آورند .

شرکت در کار و بحث گروهی باعث ایجاد یادگیری عمیق تر و ماندگارتر می شود .

در حال حاضر ، در کلاس های علوم به دانش آموزانی بر می خوریم که در یک زمینه خاص دارای اطلاعات زیاد و حتی بیش تر از معلم هستند . این طالاعات ممکن است از طریق دیدن یک فیلم ، مطالعه یک کتاب و حتی مسافرت و تجربه علمی کسب شده باشد . در بحث گروهی ، معلم با ایجاد فضای بحث گروهی ، کلاس را از اطلاعات این دانش آموزان بهره مند می کند و در عین حال ، این افرادت نیز تشویق می شوند .

در بحث و کار گروهی ، معلم باید مراقب باشد تا هیچ کدام از دانش آموزان منزوی و گوشه گیر نباشند و همه مشارکت کنند . کار گروهی روحیه همفکری ، همیاری و همدلی را در دانش آموزان افزایش می دهد و جلوی رقابت ناسالم را می گیرد .

تعداد افراد گروه با توجه به نوع فعالیت متفاوت است و به امکانات کلاس و سن دانش آموزان هم بستگی دارد . تقسیم کار باعث ایجاد انگیزه و پویایی در گروه می شود .معلم باید مراقب باشد تا در حین انجام کار گروهی ، دانش آموزان از موضوعی که باید در مورد آن بحث کنند و کار گروهی انجام دهند ، منحرف نشوند و در صورت انحراف ، باید آنان را با روش های مناسب به سوی هدف اصلی سوق داد .

یک مشکل گروهی ، هدف اصلی انجام کار به صورت گروهی است ، نه به صورت انفرادی در گروه . یک مشکل اصلی در کار گروهی ، شکل آرایش صندلی ها و نیمکتهای کلاس است. تغییر آرایش کلاس و یا تشکیل کلاس در محیط خارج از کلاس ، فرصت های مناسب و جذابی را برای یادگیری بهتر فراهم می سازد . به عنوان نکته آخر در این بحث خارج از کلاس ، فرصت های مناسب و جذابی را برای یادگیری بهتر فراهم را گرفت . انجام کار گروهی نباید به معنی نفی و فراموش کردن آن دسته از فعالیتهای انفرادی باشد که روحیه اتکا به نفس را پرورش می دهند .

روش بارش مغزی

یکی از روش های معمول در کار گروهی روش بارش مغزی است . در این روش ، معلم موضوعی را تعیین می کند که مطالب آن عینا در کتاب نیامده است.موضوع های انتخاب شده باید طوری باشند که دانش آموزان در مورد آن اطلاعاتی،ولو اندک داشته باشند . 

موضوع هایی که دانش آموزان هیچ اطلاعاتی از آن ها ندارند ، مناسب نیستند .

پس از طرح موضوع ، باید دانش آموزان به تبادل اطلاعات در گروه های خود بپردازند.البته معلم باید با یک سلسله سوالات بحث را کنترل و هدایت کند . پس از بحث گروهی ، باید پاسخ های افراد و گروه ها را جمعبندی کرد . در این مرحله ف می توان از تخته کلاس استفاده کرد . در این روش ، پاسخ ها رفته رفته تکمیل می شود و دانش آموزان در دانش یک دیگر سهیم می شوند . بعلاوه ، معلم انرژی زیادی صرف  نمی کند و فقط ضمن هدایت بحث ، در مواردی که دانش آموزان هیچ اطلاعاتی ندارند ، کاستی ها را بر طرف می سازد و بحث را  ادامه می دهد .

پرسش و پاسخ

یکی دیگر از روش هایی که می توانیم در کلاس درس پی بگیریم تا به سمت یادگیری فعال برویم ، روش پرسش و پاسخ است .

در یک کلاس فعال و خوب علوم،هم دانش آموزان می پرسندو هم معلم؛ هم دانش آموزان پاسخ می دهندو هم معلم.اما نکته اساسی چگونه پرسیدن وچگونه پاسخ دادن است.پرسش های ما ، در واقع ، بازتاب میل درونی ما نسبت به فهمیدن و دانستن است . اصولا منشا تولید علم و دانش بشر را می توان همین کنجکاوی و میل درونی دانست .

اهمیت روش پرسش و پاسخ در آموزش علوم تا به آن حد است که از آن به عنوان یکی از روش های مهم آموزش علوم نام می برند و به همین روش سقراطی معروف شده است که ریشه تاریخی نیز دارد.در روش سقراطی ، مربی می کوشد ، یادگیرنده را با پرسش های هدفدار ، به سمت فهم مطالب مورد نظر هدایت کند . به خاطر اهمیت این روش و برای ترویج به کارگیری آن در کلاس علوم ، ما باید درباره چگونگی پرسش و پاسخ اطلاعات کافی داشته باشیم . اصولا پرسش ها به چند دسته تقسیم می شوند :

پرسش های تمرکز دهنده :

 توجه دانش آموزان را به موضوع فعالیت جلب می کند . مثلا وقتی معلم از دانش آموزان می خواهدتا مشاهده کنندوپاسخ دهند که چه می بینند،چه می شنوند،چه لمس می کنند و یا آن که دو چیز را مقایسه کنند ، این پرسش ها سبب می شوند که دانش آموزان

فعالیت ها را دقیق و هدفدار انجام دهند .

پرسش های مربوط به شمارش و اندازه گیری : پرسش هایی هستند که باعث دقیقتر شدن انجام فعالیت می شوند؛ پرسش هایی مانند:چه مدت؟چند تا ؟ چه مقدار ؟ و غیره .

چنین پرسش هایی باعث کمی تر شدن فعالیت ها می شوند . یکی از هدف های ما این است که بچه ها مشاهدات کیفی خود را به مشاهدات کمی تبدیل کنند .

پرسش های مقایسه ای :

این پرسش ها دانش آموزان را به سمت مقایسه دو کمیت ، دو چیز یا دو پدیده سوق می دهند و باعث تبدیل آنان به مشاهده گرانی دقیق می شود.

پرسش های فعالیت پذیر :

این پرسش ها دانش آموزان را به انجام یک فعالیت دعوت  می کنند و آنان برای پاسخ دادن به این پرسش مجبور به انجام فعالیتی هستند .مثلا وقتی از دانش آموزان                می پرسیم : اگر  یخ را حرارت دهیم ، حجم آن چه تغییری می کند ؟ دانش آموز برای پاسخ به آن باید فعالیت مورد نظر را انجام دهد .

بهترین نوع پرسش ها همین پرسش های فعالیت طلب هستند ؛ یعنی پرسش هایی که دانش آموز را به انجام فعالیتی برای پاسخگویی و در نتیجه یادگیری فعال وا می دارد . با وجود آن که پرسش های عمومی به طور کلی می تواند به ایجاد و تقویت یک یا چند مهارت در دانش آموز بیانجامد،اما می توان برای نیل به هر یک از مهارت ها ، پرسش های اختصاصی مطرح کرد که پاسخ به هر کدام از آن ها ، دانش آموزان را به یکی از مهارت ها به طور ویژه می رساند . پرسش ها را می توان به دو گروه هم گرا و واگرا نیز طبقه بندی کرد .

پرسش های همگرا : پرسش هایی هستند که پاسخ مشخص و ثابتی دارند و پاسخ آن ها به شرایط مختلف و نظر پاسخ دهنده بستگی ندارد .

پرسش های واگرا : پرسش هایی هستند که از منظر های متفاوت می توانند پاسخ های مختلفی داشته باشند و پاسخ آن ها گاهی وابسته به زاویه دید پاسخ دهنده است .

در مقابل هنر خوب پرسیدن ، هنر خوب بودن پاسخ دادن نیز وجود دارد . هر سوال دانش آموز در واقع اعلام آمادگی او را برای یادگیری نشان می دهد و این محرک یادگیری نقطه عطف کار معلم است و معلم باید این فرصت را غنیمت بشمارد . هنگام مواجه شدن با پرسش دانش آموز ، راه های متفاوتی برای پاسخ دادن وجود دارد :

بعضی معلمان پاسخ سوال را مستقیم و به طور کامل در اختیار دانش آموز می گذارند . بعضی پرسش را به خود دانش آموز بر می گردانند و بعضی دیگر برای پاسخ ، آن ها را به کتاب ، مجله ها و منابع دیگر معرفی می کنند . گاهی هم می توان پرسش دانش آموز را به سمت یک فعالیت مناسب هدایت کرد .

گاهی اوقات ، عکس العمل معلم نسبت به سوالات مطرح شده ، بسیار موثر است . مثلا، اظهار تعجب ، شگفتی و علاقه معلم باعث جلب توجه دانش آموزان به سوال می شود . پس هنگام پاسخ دادن به سوالات دانش آموزان ، اصل این است که معلم از دادن پاسخ صریح بپرهیزد و تا آن جا که می تواند دانش آموزان را در مسیری قرار دهد که خود با انجام فعالیت به پاسخ صحیح برسند ؛ یعنی آن ها را در مسیر یادگیری فعال قرار دهد .

معلم هنرمند ، معلمی است که پرسش های دانش آموزان را به یک سلسله فعالیت های یادگیری تبدیل کند تا دانش آموزان ، از طریق انجام این فعالیت ، به پاسخ خود برسند.

معلم باید بتواند ، در بسیاری از موارد با شهامت کلمه نه را به زبان آورد . نه گفتن معلم ، به دانش آموزان یاد می دهد که معلم ، دانای کل نیست و نکته آخر این که : بهترین روش آن است که معلم به بچه ها بگوید : « بچه ها بیایید با هم یادبگیریم »

این کار ترس ندانستن را از دانش آموزان می گیرد و در ضمن ، باعث ایجاد رابطه ای عاطفی بین معلم و دانش آموز می شود .

یادگیری فعال یادگیری انفعالی

در طرح جدید آموزش علوم ، همواره سعی بر این است که فرآیند یادگیری از حالت انفعالی ، یعنی یادگیری به روش سنتی ، به حالت یادگیری فعال در آید . یادگیری فعال چیست ؟ به طور خلاصه یادگیری فعال آن نوع یادگیری است که دانش آموز خود در تولید مفهوم مشارکت دارد . در مقابل ، یادگیری انفعالی قرار دادن دانش آموز در مقابل مفاهیم آماده و از پیش تولید شده ای است که انتظار می رود ، آن ها را حفظ کند . در یادگیری فعال موضوع مهم آموختن مطالب همراه با درک و فهم آن هاست . عقیده بر این است که این نوع آموختن ، تنها از راه درگیر شدن مستقیم با مساله و کسب                 تجربه های دست اول حاصل می شود . اما در یادگیری انفعالی ، تاکید بر خواندن مطالب و حفظ کردن آنهاست .به تعبیر پائولوفرره،یادگیری انفعالی،یادگیری به مدل بانکی است.دانش آموز،طی یک ثلث،بتدریج مطالب را در ذهن خودذخیره می کند و همان ها را در امتحان پس بدهد. در یادگیری انفعالی ، معلم یاددهنده مطالب و مفاهیم است ، در نتیجه ، بیش تر به روش سخنرانی متوسل می شود . چنین معلمانی می کوشند ، مطالب را به حد افراط ، صحیح و کامل و با جزئیات مفصل و ذکر انواع مثال ها ، ارائه دهند . در حالی که در شیوه یادگیری فعال یا یاددهی یادگیری ، معلم بیش از آن که یاددهنده مطلب باشد ، راهنمای یادگیری است و بیش از آن که پاسخ دهنده پرسش باشد ، ایجاد کننده پرسش است . در شیوه انفعالی یادگیری ، تبدیل کتاب درسی به جزوه پرسش و پاسخ ، امری عادی و رایج است.معمولا در دوره عمومی،بیش از امتحان،جزوه ای به دانش آموزان داده می شود که بالای آن نوشته شده است : دانش آموزان عزیز ! پاسخ پرسش های زیر را به کمک والدین خود بیابید و بدقت یاد بگیرید .در این زمینه ، کتاب های متعدد آموزشی هم به معلمان سنت گرا یاری می رساند . در حالی که معلمان واقعی ، از هر گونه اقدامی که به کلیشه ای شدن پرسش ها و پاسخ ها بیانجامد ، احتراز می جویند .

در یادگیری فعال ، تکلیف شب ، عبارت است از فعالیت هایی مانند : جمع آوری اطلاعات ، بپرسید و به همکلاسان خود بگویید ، بسازید ، آزمایش کنید و . . . که دانش آموزان باید در خارج از کلاس انجام دهند.فعالیت هایی که در کتاب های علوم دوره ابتدایی و راهنمایی آمده ، برای این کار بسیار مناسب است . در صورتی که در شیوه یادگیری سنتی ، بیش تر از تکالیفی مانند رونویسی و . . . استفاده می شود .در روش فعال یاددهی یادگیری ، به ارزشیابی فعالیت های دانش آموزان در کلاس درس ، توجه بسیاری مبذول می شود . در این نوع ارزشیابی ، به ارزشیابی مهارتها و نگرش ها به اندازه ارزشیابی از دانستنی ها اهمیت داده می شود . در حالی که در روش انفعالی ، امتحان پایان ثلث بخش اصلی ارزشیابی است و در آن تنها بر ارزشیابی از دانسته ها تاکید دارند.

مقایسه روش های یاددهی ( سنتی ) و یادگیری ( روش نوین و فعال )

روش سنتی ( انفعالی و غیر فعال )

 ( روش نوین آموزش فعال )

1- دانش  آموزان مفاهیم ، تجربه ها و قوانین را می خوانند ، حفظ می کنند و می کوشند که به خاطر بسپارند .

2- دانش آموزان مطالب مختلف را در ذهن خود نگه می دارند و هنگام پرسش و پاسخ ، مطالب حفظ شده را بازگو می کنند. به عبارت دیگر ، در این روش (مدل بانکی)دانش آموز هر چه به امانت به ذهن خود سپرده است،پس می دهد و هنگام آزمون،امانت های دریافتی را مسترد می دارد .

3- معلم اغلب با روش سخنرانی درس می دهد و کوشش می کند،همه جزئیات را مطرح کند و پاسخ دهد . او در صورت لزوم ، شکل می کشد ، تمرین می دهد و خود به حل تمرین ها کمک می کند و با مثال های متعدد ، مفاهیم را توجیه می کند . به عبارت دیگر ، نقش حل المسائل را برای دانش آموزان ایفا می کند.

4- معلمان اغلب جزوه می گویند و مطالب کتاب را خلاصه می کنند و دانش آموزان را به طرف استفاده از کتاب های حل المسائل سوق می دهند.

بدین طریق ، دانش آموزان بدون فهمیدن صورت مساله ، پاسخ آن را کتاب رونویسی می کنند .

5- معلم به کلاس تکلیف می دهد ، یا از دانش آموزان می خواهد موضوعی را رونویسی کنند و یا ، خود به تجربه دست می زند و دانش آموزان در این فرایند تماشاچی هستند .

1- دانش آموزان ، ضمن انجام فعالیت ها و یا کسب تجربه،در تولید مفاهیم شرکت دارند و به طور مستقیم نتایج هرتجربه را به دست می آورند.

2- دانش آموزان با تمام افراد گروه خودبه بحث و گفت وگو می پردازندو افرادگروه با هم کار          می کنند . گروه ها ، هنگام گزارش به جمع ، نظرات خود را با گروه های دیگر مقایسه می کنند و بسیاری مطالب را از یک دیگر می آموزند . معلم ، در حین گزارش و پرسش و پاسخ ، در صورت لزوم راهنمایی می کند و اگر اشتباهی وجود داشته باشد ، تصحیح می کندو به فراگیری دانش آموزان یاری می رساند

3- معلم راهنمای یادگیری است و به جای پاسخ مستقیم به پرسش  دانش آموزان ، می کوشد با پرسش های متعدد از دانش آموزان ، آن ها را به طرف پاسخ صحیح هدایت کند و به جای آن که مشکل دانش آموز را حل کند ، سعی دارد که طرح مساله کند و دانش آموز را به اندیشیدن و فکر کردن عادت دهد .

4- معلم به دانش آموزان پاسخ کلیشه ای نمی دهد و از روش پرسش و پاسخ سنتی دوری می کند.

او پرسش ها را به طریقی مطرح می کند که قابل بحث در کلاس باشد و به عبارت دیگر ، پرسش فقط دارای یک پاسخ نباشد ، تا فرصت گفت و گو برای همه دانش آموزان فراهم آید .

5- معلم ، هر دانش آموز را تشویق می کند که درباره موضوعی انتخابی ، از دیگران بپرسد ، کمک بگیرد ، اطلاعات دریافتی را جمع آوری کند و پس از بحث در گروه ، نتایج را به جمع گزارش دهد . همچنین برای نظریه های خود وسایلی بسازد و خود تجربه کند و نتیجه آزمایش را گزارش دهد .

 

6- به عبارت دیگر،درروش سنتی(انفعالی) ، معلم نظم کلاس را کنترل می کند و حضور و غیاب کلاس را به عهده دار دارد . او ، خود تدریس می کند ، جزوه می گوید ، تمرین تهیه می کند و ارائه می دهد ، پرسش می کند و گاهی ، پاسخ پرسش ها را می دهد ، تمرین ها را حل می کند و رفع مشکل می کند. در حقیقت ، معلم در صحنه آموزش کاملا فعال است و دانش آموزان ساکت نشسته اند و ظاهرا گوش می کنند ، جزوه می نویسند و گاهی پرسشی مطرح می کنند و اگر از آن ها پرسشی شود ، پاسخ می دهند .

 

 

7- در این روش ، هدف یاد دادن است و تکیه بر محفوظات و کسب دانستنی های ضروری و غیر ضروری . محصول روش سنتی تربیت مهندس دکتر برای تصدی مشاغل در جامعه است.

 

 

6- دانش آمنوزان به مطالعه تشویق می شوند و در مورد نتایج مطالعات خود با اعضای گروه بحث می کنند . حضور و غیاب به عهده سر گروه است . هنگام بحث در گروه ،رعایت نوبت و نظم و ترتیب به عهده گروه است و در صورت لزوم با طرح پرسش هایی ، دانش آموزان را به طرف پاسخ صحیح هدایت می کند. به عبارت دیگر ، در این روش دانش آموزان در صحنه آموزش فعالیت می کنند و معلم راهنما و ناظر فعالیت های آنهاست .

7- در روش فعال ، هدف یادگیری است ؛ به طوری که دانش آموز به یادگیرنده ای مادام

العمر تبدیل می شود . در این روش ، هدف های آموزش شامل موارد زیر است :

الف : دانستنی های ضروری ( دانش پایه ) که شامل چهار قسمت اساسی علوم فیزیکی ، علوم زمین ، علوم زیست و علوم بهداشت است.

ب : کسب مهارت های ضروری ، همچون : مشاهده ، اندازه گیری ، پیش بینی ، استنباط ، برقراری ارتباط ، . . .و طراحی تحقیق . با فراگیری این مهارت ها ، دانش آموز می تواند بر دانش پایه خود بیفزاید و مشکلات خود را حل کند.

پ : کسب نگرش هایی چون کنجکاوی ، میل به یادگیری ، کار دسته جمعی ،حفظ محیط زیست و غیره .به عبارت دیگر ، تربیت انسانی علاقه مند به زندگی و حافظ محیط زیست ، هدف اساسی این روش است . بدین طریق ، انسان توانا و مسئول در حل مسائل زندگی خودرو  مسائل جامعه تربیت  می شود . او می تواند طبیعت را خوب مشاهده کند ، نکته ها را از طبیعت دریافت کند و حافظ روش های متعالی انسانی باشد .

 

 

علم داشتن ، به عبارتی به معنای داشتن اطلاعات است . یعنی کسی را که دانستنی های زیادی در مغز خود جا داده است ، عالم می شماریم . اما اگر دقیق تر شویم و بخواهیم بدانیم که آن دانستنی ها چگونه حاصل آمده اند ،ناچاریم به روش علم هم توجه کنیم . محصول علم چیزی است که دانشمندان در پی آن هستند و این محصول را باید نتیجه تلاش ایشان در راه رسیدن به آن ها محسوب داشت . واقعیت های علمی تغییر پذیرند ، پس دانشی که ما امروز به دانش آموزان خود می دهیم ، شاید در آینده به کارشان نیاید و بهتر است به جای ارائه اطلاعات علمی به صورت خام به دانش آموزان ،به آن ها راه رسیدن به این علم را آموزش دهیم .

هر فرد ، در راه رسیدن به اطلاعات علمی جدید ، به یک سلسله از مهارتها نیاز دارد تا با اتکا به این مهارتها خود به کشف علم بپردازد.ایجاد و تقویت این مهارت ها در دانش آموزان ، به عنوان یکی از هدف های طرح جدید آموزش علوم باعث می شود که دانایی دانش آموزان با توانایی آن ها تلفیق شود و همین امر باعث عمیق تر شدن یادگیری آنها خواهد شد .

مهارتهای ضروری در آموزش علوم عبارتند از :

1- مشاهده

به معنی به کارگیری حواس، به منظور جمع آوری اطلاعات درباره پدیده ها یا اشیا .

مشاهده اساسی ترین و بنیادی ترین مهارت یادگیری است.موفقیت در زندگی و تصدی شغل در آینده،به میزان زیادی به مهارت دانش آموزان در مشاهده بستگی دارد .

مشاهده فقط دیدن نیست ، بلکه معلم باید به دانش آموزان بیاموزد که تا حد امکان ، از

همه حواسشان در مشاهده استفاده کنند . در مشاهده ، علاوه بر حس بینایی ، حس شنوایی ، بویایی ، چشایی و لامسه هم اهمیت دارند .ابزارهای کمک حسی ، مانند ذره بین ، میکروسکوپ و . . . دقت دانش آموزان را در مشاهده بالا می برند . معرفی و کاربرد ابزارهای کمک حسی ، فعالیت کلاس را جذاب و فرصت های جدیدی برای یادگیری فراهم می کند .مشاهده به قصد جمع آوری اطلاعات ، مقایسه و طبقه بندی انجام          می گیرد . دانش آموزان برای مقایسه دو چیز باید به شباهت ها و تفاوت های آن ها توجه کنند . در بین اعضای یک مجموعه ، معمولا یافتن شباهت ها از یافتن تفاوت ها مشکل تر است . زیرا دانش آموزان باید خصوصیات مشترک را در تمام اعضای مجموعه جست و جو کنند . دانش آموزان باید بتوانند طبقه بندی را به روش های متنوع و بر اساس یک یا چند ویژگی مشترک ( رنگ ، اندازه ، شکل و . . .) انجام دهند ، در این بین ، معلم باید دانش آموزان را تشویق کند که طبقه بندی را بر اساس ملاکهای ابتکاری و خلاقانه انجام دهند . گردش ها و بازدیدهای علمی ، یکی از راه های تقویت مهارت مشاهده است .در پایان مشاهده فردی ، باید فرصت مشارکت در یادگیری از طریق مشاهده را به دانش آموزان داد .

2- جمع آوری اطلاعات

به معنی مهارت در کسب و جمع آوری اطلاعات لازم در مورد یک پدیده ، از منابع یا مراجع مناسب از طریق مطالعه منابع ، استفاده از رسانه ها ، گفت و گو و مصاحبه با افراد متخصص و بهره گیری از تمام شبکه های اطلاع رسانی . مهارت جمع آوری اطلاعات در عصر انفجار اطلاعات ، در مقایسه با گذشته از اهمیت بیشتری برخوردار است .         دانش آموزان باید بفهمند که علاوه بر معلم و کتاب درسی ، منابع اطلاعاتی دیگری نیز در اطرافشان وجود دارد . معلم باید ضمن ایجاد انگیزه در دانش آموزان ، آن ها را به سمت جمع آوری و اطلاعات هدفدار هدایت کند .

یکی از روش های ایجاد رغبت در دانش آموزان ، نشان دادن علاقه و توجه به نتایج اطلاعاتی است که آ نها  جمع آوری کرده اند . در ضمن ، معلم باید علاوه بر جمع آوری اطلاعات به صورت انفرادی ، فرصتهایی را هم برای جمع آوری اطلاعات به صورت گروهی فراهم سازد و دانش آموزان را به انجام فعالیت های گروهی وا دارد.  مثلا ، هر بخش از فعالیت ها را به یکی از دانش آموزان بسپارد و در نهایت ، شرایطی فراهم آورد که با جمعبندی یافته ها ، همه دانش آموزان به نتیجه واحدی برسند . در پایان ، دانش آموزان باید اطلاعات جمع آوری شده را بگونه ای منسجم و قابل یادگیری تنظیم کنند .

دعوت از افراد مطلع و کارشناسان به کلاس ، یا بردن دانش آموزان نزد متخصصان ، در واقع به معنی معرفی منابع طالاعاتی جدید به دانش آموزان است و علاوه بر آموزندگی ، به متنوع کردن فضای کلاس کمک می کند . استفاده از کتاب و کتابخانه به عنوان یکی از منابع اطلاعاتی مهم برای مدرسه ، کتابخانه ها را به محیطی شاد و زنده تبدیل می کند.

اطلاعات جمع آوری کنید .

1-     در کدام کوهای ایران یخچال های دایمی وجود دارد ؟

2-   بزرگترین یخچال های کوهستانی کره زمین در چه نقاطی قرار دارند ؟

3-  برقراری ارتباط

به معنی مهارت پیدا کردن در انتقال و دریافت اطلاعات و یافته ها از راه های گوناگون ، مانند : صحبت کردن ، نوشتن ، گزارش کردن ، رسم منحنی ، نقاشی کردن ، تهیه جدول و چارت ، روزنامه دیواری ، نمایش دادن و غیره . مهارت برقراری ارتباط دانش آموزان را قادر می سازد تا آنچه را آموخته اند و یا فکر می کنند،به گونه ای مناسب ، جذاب و پر کشش به دیگران انتقال دهند.در واقع ، برقراری ارتباط به معنی انتقال موثر اندیشه  های خود به دیگران است .برقراری ارتباط به روش های گوناگونی ، از قبیل گزارش شفاهی ،گزارش کتبی ، استفاده از نقاشی،نمایش،رسم انواع نمودار و غیره امکان پذیر است . در تمام این موارد ، دانش آموزان باید کم کم یاد بگیرند که در نوشتار و گفتار خود از واژگان علمی استفاده کنند .توجه پرورش مهارت برقراری ارتباط فرصت های گرانبهایی را برای ایجاد ارتباط عاطفی عمیق بین معلم و دانش آموزان و همچنین ، دانش آموزان با یک دیگر فراهم می آورد.در مهارت  برقراری ارتباط ، تشویق دانش آموزان به استفاده از روش های ابتکاری در ارائه گزارش ها ، نهایتا به ایجاد و پرورش خلاقیت در آ نها منجر می شود . همچنین باید به دانش آموزان اهمیت یادداشت برداری در حین فعالیت را یاد دهیم . متاسفانه فرهنگ مکتوب در کشور ، از فرهنگ شفاهی کم رنگ تر است .برخورد صحیح و عاطفی معلمان با دانش آموزانی که دارای برخی ناتوانی های جسمی و ذهنی هستند ، در نهایت می تواند منجر به حس اعتماد به نفس و خودباوری در آنها بینجامد . با سازماندهی مناسب یک محیط آموزشی می توان از تمامی امکانات مدرسه ، دیوارها ، درخت ها و . . .، برای رساندن پیام های آموزشی ، بهداشتی ، اجتماعی و غیره استفاده کرد.در کلاس ها ممکن است،بعضی دانش آموزان در برقراری ارتباط مشکلاتی داشته باشند.معلم باید جلوی خارج شدن آ نها را از گردونه برقراری ارتباط بگیرد .

بحث کنید :

با هم گروه های خود درباره مفهوم انرژی گفت و گو کنید . سعی کنید برای انرژی تعریفی پیدا نمایید.هر گروه تعریف خود را  بر روی تخته کلاس بنویسد . آیا می توانید چند واژه اصلی و مهم را که در همه  یا بیشتر تعریف ها بکار رفته باشد ، بیابید ؟

4- اندازه گیری

به معنی مقایسه یک خاصیت یا یک کمیت ، با واحد آن کمیت .

اندازه گیری نقش اساسی در یادگیری علوم دارد . در بسیاری از مشاغل ، مهارت اندازه گیری برای انجام مطلوب وظایف ضرورت دارد و لازم است دانش آموزان در این مهارت تبحر یابند.اندازه گیری باید دقت باشدودانش آموزان باید استفاده از واحد مناسب برای اندازه گیری هر کمیت را بیاموزند . ساختن وسایل اندازه گیری ، علاوه بر جلب علاقه دانش آموزان ، سبب پرورش مهارت کاربرد ابزار در ایشان می شود .

استفاده از جدول و نمودار برای ثبت و نشان دادن اطلاعات حاصل از اندازه گیری ضروری است ، و همان طور که گفته شد ، در اندازه گیری و ثبت نتایج به کارگیری یکاها و واحدهای مناسب ضرورت دارد . واحدها گاهی خودساخته و گاهی استاندارد هستند.

 

 

 

 

 

5- کاربرد ابزار

به معنی مهارت یافتن در استفاده از ابزارها و وسایل .

مهارت در کاربرد ابزار یک توانایی پایه ای مورد نیاز برای زندگی عادی ،زندگی شغلی و زندگی علمی هر شهروند به شمار می آید .

کار با اشیای واقعی و ابزارها سبب رشد ذهنی و عقلی دانش آموزان و ایجاد هماهنگی بین اعضای بدن و به کارگیری دقیق حواس گوناگون می شود. استفاده از ابزار در کلاس علوم ، به منظور مشاهده دقیقت تر و بهتر ، مقایسه دقیقتر ، اندازه گیری دقیق تر و انجام آزمایش های گوناگون صورت می پذیرد .  در فعالیت های مربوط به ساخت ابزار،باید سن دانش آموزان و سطح توانایی  آن ها را در نظر گرفت.ساخت ابزارهای مناسب در خانه می تواند یک تکلیف مثبت وسازنده برای دانش آموزان باشد .فعالیتهای کاربرد ابزار،فرصت ایجاد یک تعامل عاطفی عمیق بین معلم و دانش آموزان را با یک دیگر فراهم می آورد .  باید توجه داشت که آموزش نکات ایمنی در حین انجام فعالیت ها ضروری است .

 از موانع کاربرد ابزار در کلاس های کنونی ، نامناسب بودن نیمکت ها ، شیبدار بودن و یا ثابت بودن آن ها و نیز ، نامناسب بودن محیط آزمایشگاه برای تدریس است . در این حالت می توان ، به نحو مناسب از سایر فضاهای موجود ، مانند حیاط مدرسه ، نمازخانه و غیره استفاده کرد.از جمله نکات قابل توجه برای مدیران این است که در کنار وسایل ساده ای که خود دانش آموزان می سازند،مدرسه نیز باید وسایلی را به عنوان وسایل مورد نیاز درس علوم تهیه و در اختیار دانش آموزان قرار دهد؛مانند نیرو سنج،دماسنج،میکروسکوپ و...

                     

6- پیش بینی و فرضیه سازی

پیش بینی  به معنای بیان واقعه یا رویداد ، قبل از رخ دادن آن است و فرضیه سازی به معنای کوشش در جهت ارائه  یک یا چند راه حل برای یک مساله است .

معمولا پیش بینی بر اساس یک فرضیه ذهنی و رابطه علت و معلولی از پیش کشف

شده انجام می پذیرد . هر پیش بینی خوب باید به طور منطقی ، بر اصول و قواعد علمی

از پیش آموخته استوار باشد و همواره با استدلال بیان شود .

فرضیه های و پیش بینی های دانش آموزان باید قابل آزمایش باشند تا آزمایش ، درستی یا نادرستی  آ نها را روشن کند . فرضیه سازی و پیش بینی دو مهارت زمینه ساز تحقیق هستند . معلم باید ارائه فرضیات و راه حل های ابتکاری و خلاقانه را مورد تشویق قرار دهد.گاهی فرضیه سازی به معنی ارائه توضیحی احتمالی در مورد یک پدیده است. معلم ، حتی فرضیات غلط را هم باید به اندازه فرضیات درست مورد توجه قرار دهد و مهم تلقی کند . هنگام ارائه فرضیات و پیش بینی ها ، اتکا به نفس و قدرت دفاع از نظرات خود ، در دانش آموزان پرورش می یابد .

نکته آخر که گاهی پیش بینی ها بر پایه الگوهای غلط قبلی ارائه می شود . در این هنگام ، معلم باید با برخورد مثبت با این نظرات و با انجام فعالیت ها و آزمایش های مناسب ، راه را برای دستیابی به نتایج صحیح و علمی هموار سازد .

پیش بینی کنید :

پیش بینی می شود در سال های آینده کمبود آب شیرین زندگی انسان ها را به خطر اندازد . زیرا از یک سو جمعیت زمین روز به روز در حال افزایش است و از سوی دیگر فقط از 3 درصد آب های زمین می توان برای آشامیدنی و کشاورزی استفاده کرد .

شما با همکاری سایر دانش آموزان راه حل هایی برای این مکشل ارائه دهید .

7- تفسیر یافته ها و نتیجه گیری

نتیجه گیری و تفسیر یافته ها به معنی ارائه یک توضیح کلی در مورد مجموعه اطلاعاتی

است که دانش آموز از راه های گوناگون در مورد یک موضوع جمع آوری کرده است .

تفسیر یافته ها یعنی : کشف الگوها ،روابط ، قاعده ها ، قانون ها و مفاهیم کلی .

فرآیند یادگیری گاهی با یک مشاهده ، مقایسه ، طبقه بندی ، جمع آوری اطلاعات و حتی اندازه گیری که همه بر یک موضوع متمرکز است ، آغاز می شود و با تفسیر یافته ها و نتیجه گیری از آنها پایان می پذیرد . پس تفسیر یافته ها در واقع نقطه نهایی فرآیند یادگیری و تشکیل مفهوم در ذهن دانش آموزان است .در بسیاری از فعالیت ها ، کشف رابطه بین یک متغیر با متغیر های دیگر سبب می شود ، مهارت تفسیر یافته ها در دانش آموزان پرورش یابد .دانش آموزان باید بیاموزند که در نتیجه گیری ها و تصمیم گیری های خود از عجله بپرهیزید و بکوشند ، نتیجه آزمایش خود را با آزمایش های جدید تایید کنند .اصولا در تفسیر یافته ها و نتیجه گیری ، باید نتایج به دست آمده را با احتیاط تعمیم داد و با این احتیاط عمل کردن را به دانش آموزان یاددهیم .

نقش معلم در این که دانش آموزان به یک نتیجه گیری مناسب برسند،بسیار مهم است. معلم باید اجازه دهد تا ذهن دانش آموز در تفسیر یافته ها فعال شود و طرز تفکر خود را به او القا نکند . یعنی دانش آموزان نباید فقط آن طور که معلم می خواهد ، فکر کنند.

معلم همچنین ، در مواجه با تفسیر یافته های غلط ، نباید فورا نتایج غلط را رد کند و خود شخصا پاسخ صحیح را ارائه دهد ، بلکه باید با طرح پرسش های مناسب ، دانش آموزان را به سمت نتایج صحیح هدایت کند و بالاخره آن که معلم باید در تفسیر یافته هایی که دانش آموزان ارائه می دهند،به اختلاف سطح آ نها در یک کلاس و نیز اختلاف در پایه های مختلف تحصیلی توجه کند .

8- طراحی تحقیق

به معنی درگیر شدن در مراحل یک مساله ، به منظور یافتن پاسخ .

مهارت طراحی تحقیق مستلزم به کارگیری تمام مهارتهای دیگر است . گاهی یافتن مساله از حل آن مهم تر است ، پس دانش آموزان باید نسبت به محیط اطراف خود و مسائل آن حساس باشند .

مراحل پنج گانه طراحی تحقیق عبارتند از :

1-     فهم دقیق مساله

2-   جمع آوری اطلاعات درباره موضوع

3-   آزمون راه حل یا راه حل ها

4-    نتیجه گیری و تفسیر نتایج .

توجه جدی به کنترل متغیرها یکی از ملا کهای اعتبار یا عدم اعتبار نتایج یک تحقیق است . کنترل متغیرها یعنی توجه به این که در یک تحقیق ، چه عواملی را باید ثابت نگه داریم و چه عواملی را باید تغییر دهیم . در هر بار انجام آزمایش ، تنها باید یکی از عوامل موثر در مساله را تغییر داد و به نتیجه آن توجه کرد .معلم نقش مهمی در ترغیب و ایجاد انگیزه  در دانش آموزان برای مواجه با مسائل اطراف و حل آنها دارد  و نکته  آخر آن که در ارائه مسائل به دانش آموزان ، باید به سن و سطح توانایی های جسمی و ذهنی ایشان توجه داشت .

تحقیق کنید .

به کمک دو آهن ربای تیغه ای ، آزمایشی را طراحی کنید که یک تفاوت اصلی بین نیروی کشش زمین و ینروی مغناطیسی را نشان دهد . آزمایش را انجام داده و نتیجه را در کلاس به بحث بگذارید .

نگرش ها :

نگرش یعنی تمایل به اقدام در مسیری معین ، نگرشهای ما ، باورهای عمیقی هستند که در اندیشه ما جای گرفته اند .

کودکان را باید برای زندگی فردا که قطعا با زندگی امروز تفاوت دارد ، آماده کنیم . اطلاعات بی شمار امروز شاید در آینده به کار نسل فردا نیاید ، اما چیزی که اساس ذهن و فکر و رفتار انسان را می سازد ، نگرش اوست . در گذشته های دور  و تا چند دهه پیش ، هدف آموزش علوم دانایی بود . پس از مدتی به توانایی هم توجه شد . اما امروزه ، علاوه بر دانستنیها و مهارتها،به نگرش ها نیز به عنوان جزء مکمل و ضروری پرداخته می شود.پس از پایان زمان تحصیل ، احتمال داردبسیاری از مطالب درسی فراموش شوند،اما نگرش ها چون دراعماق وجودما جا دارند،تا پایان عمر باقی می مانند.

اهمیت نگرش ها از دانستنی ها و مهارتها بیش تر است . ما درصدد ایجاد و تقویت نگرش های خاص در دانش آموزان هستیم.نگرش ها ، نوع نگاه و عملکرد ما را نسبت به افراد و محیط پیرامونمان تعیین می کنند.همچنین،این نگرشها هستند که دانش آموزان را وا می دارند تا در شرایط پیش بینی نشده به طرز خاصی عمل کنند ، به گونه معینی سخن بگویند،از برخی چیزها به وجد آیند و از بعضی چیزها ناراحت و حتی متنفر شوند .

تصمیم گیری مسئولانه ، احترام به عقاید دیگران ، اعتماد به نفس ، انعطاف پذیری در اندیشه و عمل ، و دوری از تنگ نظری و تعصب ، از نگرش های پایه در کلیه درس ها هستند . در ضمن ، گروهی از نگرش ها به شخصیت انسان ها مربوط می شوند ، همچون : کنجکاوی،خلاقیت ، علاقه به یادگیری و . . . این نگرش ها که تا پایان عمر هم در انسان باقی می مانند،باعث می شوند که انسان حتی تا کهنسالی ، یادگیرنده باقی بماند.

تمایل به یادگیری و کنجکاوی نسبت به مسائل محیطی و زیست محیطی و رعایت نکات ایمنی از نگرش هایی هستند که در تمام درس ها باید پیاده شوند و جزو نگرش هایی عمومی محسوب می شوند . نگرش ها در تمام نقاط مدرسه ، توسط تمام افراد و در تمام زمان ها  می توانند ایجاد شوند و معلم ، برای ایجاد یک نگرش در دانش آموزان ، اول باید خود به آن نگرش مثبت رسیده باشد .

دانش آموز باید نقش خود و نقش مدرسه را بشناسد ؛ یعنی بداند و معتقد بشود که خود می تواند یاد بگیرد و از این راه می تواند خود را پربار کند و مدرسه را نیز جایی بشناسد که می تواند در آن یادگیری بهتری داشته باشد . همچنین ، برای دانش آموز  باید روشن باشد که از خود چه انتظاری دارد ، خود را چگونه فردی می بیند و مدرسه را چگونه جایی می داند . آیا مدرسه را محیطی برای یادگیری ، رشد و تبدیل شدن به فردی داناتر و تواناتر می بیند ؟ یا مدرسه را محلی برای حفظ کردن و به خاظر سپردن و طبیعتا از خاطر بردن بسیاری از محفوظات می داند ؟

در درس علوم تجربی یک سلسله نگرش های خاص هم وجود دارد که در هر موضوع درسی بخصوص باید پیاده شوند.نگرش دیگری که مختص علوم تجربی است،نگاه

دانش آموز به علم است طرز نگرش او نسبت به اهمیت علم و اثرگذاری آن برزندگی ! 

آیا نگرش مثبتی به علم دارد؟یا آن که به علم بدبین است و فکر می کند که علم             نمی تواند مشکلات زندگی را حل کند ؟

نگرش مهم دیگر ارزشگذاری است . دانش آموز نباید بدون دلیل چیزی را قبول یا رد کند.و اما گروه دیگر نگرشها به نحوه تفکر و اندیشیدن دانش آموزان مربوط می شوند. مثلا تفکر نقاد ،  تفکر منطقی ، ارج گذاری به شواهد و یافته ها و . . .دانش آموزان باید یادبگیرند که رد هر مطلب محتاج دلیل است و اثبات آن هم به دلیل احتیاج دارد .

ما باید پایه درست استدلال را در کودکان پی ریزی کنیم.آنها باید محتاط،دقیق                     و مستدل نتیجه گیری کنند و در مورد هیچ موضوعی ، تا بررسی های لازم را انجام  نداده اند ، حکمی صادر نکنند .

همچنین ، همواره از تفکر نقاد به عنوان یکی از مهم ترین نگرش های مثبت یاد می شود . در نتیجه ، برای ایجاد تفکر نقاد باید دانش آموزان را وادار کرد تا هنگام نتیجه گیری ، به طور مستدل و دقیق ، دلیل پدیده مورد مطالعه را توضیح دهند و نظرات خود را برای قبول یا رد موضوع ، با دقت کافی بیان دارند .

نگرش مهم دیگر ، ایجاد آمادگی برای پذیرش عدم قطعیت است ، یعنی در علوم تجربی درباره هیچ عقیده ای تعصب خاصی نداریم و همیشه آمادگی پذیرش کامل ، تحول و بهبود در علوم تجربی را داریم . پس نقش معلم در ایجاد و پرورش نگرش های مثبت چیست ؟

نگرش ها در واقع باورهای انسان ها هستند و این باورها را نمی توان به آنها تحمیل کرد ، معلمان باید شرایطی ایجاد کنند تا دانش آموزان خودشان به این باورها برسند . در محیط سرشار از امر و نهی ، نگرشی هم ایجاد نمی شود .

نگرش ها هنگام آزادی عمل و انتخاب شکل می گیرند.همچنین،نگرشها صرفا در مدرسه آموزش داده نمی شوند. تمام جامعه،خانواده،گروه دوستان ،فامیل ، کوچه و خیابان و تمام رسانه های کشور در ایجاد نگرشها اثر گذارند و چه بسا اثر گذاری بیش تری نسبت به مدرسه دارند .

هر چند راهی برای آموزش مستقیم نگرش ها وجود ندارد و نگرش ها در لحظه لحظه زندگی پرورش می یابند،  اما برای ایجاد و پرورش همین نگرش های مناسب می توان در فرصت های مناسب توجه دانش آموزان را به اثرات مثبت علم و دانش در زندگی انسان جلب کرد .

 

 

کلام آخر این که مراکز عمومی ترویج علم در جامعه ، مانند : فرهنگسرا ، خانه های فرهنگ ، موزه های علوم و خانه های علم ، اثر چشمگیری در افزایش استقبال عمومی از علم آموزی دارند.بعلاوه،باعث تبدیل شهروندان به یادگیرندگان مادام العمر می شوندو سواد علمی فناورانه جامعه را بالا می برند .