تکنیک های حل خلاق مسئله(CREATIVE PROBLEMSOLVINGTECHNIQUES)
موسسه ها و مدیران آنها ،کادر تخصصی و رهبران گروه هاو دیگر کارکنان سازمان ها هر روز با مشکلات و چالشهای متفاوتی روبه رو می شوند.آهنگ تغییرات هر روز شتاب بیشتری به خود می گیرد و همچنین بر تعداد رقبا به طور چشمگیری افزوده می شود.فناوری های جدید با سرعت بسیار زیادی پا به عرصه ظهور می گذارند و همچنین جامعه صنعتی به یک جامعه مبتنی بر دانش تغییر حالت می دهد و سر انجام اینکه محیط کسب و کار پیچیده تر می گردد.
سازمان ها برای مقابله با این چالش ها باید از تکنیک های حل خلاق مسئله کمک بگیرند تا بتواند به سطوح موثر و کارآمد برسند. برای حل مسائل پیچیده در سازمان ها نیاز به پرسنل خلاق می باشد تا بتوانند بر مشکلات پیش آمده فائق شوند.فراگیری تکنیک های حل خلاق مسئله به پرسنل می آموزد که در حل مسائل چگونه از خلاقیت خود برای حل مسائل گوناگون کمک بگیرند.
نوآوری و خلاقیت
سازمان ها و مدیران و دیگر کارشناسان سعی می کنند افکار و مفاهیم بدیعی را خلق کنند که به نوآوری منتهی خواهد شد.فرایند خلق یک چیز جدید به نوآوری معروف است.البته باید یک چیز بدیع دارای ارزش باشد تا بتواند به نوآوری تبدیل شود.بنابراین نوآوری فرایند خلق چیزی است که ارزش قابل توجهی برای فرد،گروه،سازمان و یا صنعت دارد.
خلاقیت سکوی پرتاب به سوی نوآوری است. قبل از اینکه نوآوری داشته باشیم باید خلاقیت داشته باشیم.ودر نتیجه اینکه خلاقیت عبارت است از مهارت ابداع چیز جدید و ارزشمند کردن آن.توسعه قابلیت خلاقیت و تبدیل آن به مهارت عمدتا تحت تاثیر پدر و مادر،معلمان وکسانی می باشد که قواعد و قوانینی را در باره رفتارهای قابل قبول تجویز می کنند و اعتقاد و یا اجرای قواعد فوق نیز موجب خنثی شدن و یا بی نتیجه ماندن خلاقیت می شود ویا از آنجاکه فقط تعداد کمی از رفتار ها مجاز شمرده می شود خلاقیت سرکوب می گردد.بنابراین باید سعی کنید که این مهارت را در خود پرورش دهید و استعداد نهفته خود را از بند رها کنیم.
موضوع بحث این تاپیک افزایش خلاقیت از طریق فراگیری فنونی است که باعث ارتقای خلاقیت در حل مسئله می شود

حل خلاق مسئله

تکنیک اول:کوله بار تجربهEXPERIENCE KIT
کوله بار تجربه توسط IDEASCOPE کمبریج،ماساچوست،طراحی شد.در این روش حل کنندگان مسئله را در فضایی از تجربه قرار می دهند تا بهتر بتوانند مسئله را درک کنندو بنابراین راه حل های بیشتر و بهتری ارائه کنند.این تکنیک نوعی ترکیب تکنیک های ایفای نقش و توفان فکری و بروز افکار است.کوله بار تجربه با شرکت کنندگان در مسئله سروکار دارد.برای مثال شرکت IDEASCOPE کوله بار تجربه ای را در اختیار مدیران بخش مواد اولیه که سعی داشتند فروش محصولات خود را بهبود بخشند گذاشت.این کوله بار مشتمل بر نمونه ای از محصولات رقبا و ،دفتر یادداشت برای ثبت مقدار شستشوی لباس در هفته در خوانواده های خود شرکت کنندگان،لذوم بازدید از یک لباسشویی در محل حداقل به مدت یک ساعت و یک پیراهن کثیف که می بایست با استفاده از محصول شرکت در منزل شستشو و سپس در جلسه خلاقیت پوشیده می شد،بود.چندین لکه روی پیراهن پاک نشده بود.همه این تجربه ها بینش و شناخت جدیدی را برای مدیران شعبه نسبت به مسئله موجود فراهم نمود.
تکنیک دوم:سلطان کوهستان KING OF DHE MOUNTAIN
سلطان کوهستان یک بازی کودکانه است که طی آن یک بازیکن به بالای چیزی مانند کنده درخت رفته و بازیکنان دیگر سعی می کنند او را بیندازند.بازی مشابهی را می توان به عنوان یک تکنیک شناسایی مسئله به کار بست.یک یا دو نفر موضعی را درباره یک مسئله اتخاذ می کنند و دیگر اعضای گروه سعی می کنند آنها را از کوه تعریف مسئله پایین بکشند.برای موفقیت در انجام این کار ،فرد چالش طلب باید تعریف بهتری از مسئله داشته باشد.درست همانند بازی


کودکانه که شخص پس از اینکه طرف مقابل را از کوه پایین کشید خود باید به بالای کوه برود.این جریان آنقدر ادامه می یابد تا اینکه سرانجام یک فرد موفق به عنوان سلطان کوه مطرح شود.فرد بازمانده که می بایست هر نظریه ای را که قبل از این اظهار کرده بود اصلاح نماید صاحب آن چیزی است که اکنون همان اتفاق نظر گروهی در رابطه با ماهیت اصلی مسئله است.

.
تکنیک دوم:سلطان کوهستان KING OF DHE MOUNTAIN
سلطان کوهستان یک بازی کودکانه است که طی آن یک بازیکن به بالای چیزی مانند کنده درخت رفته و بازیکنان دیگر سعی می کنند او را بیندازند.بازی مشابهی را می توان به عنوان یک تکنیک شناسایی مسئله به کار بست.یک یا دو نفر موضعی را درباره یک مسئله اتخاذ می کنند و دیگر اعضای گروه سعی می کنند آنها را از کوه تعریف مسئله پایین بکشند.برای موفقیت در انجام این کار ،فرد چالش طلب باید تعریف بهتری از مسئله داشته باشد.درست همانند بازی


کودکانه که شخص پس از اینکه طرف مقابل را از کوه پایین کشید خود باید به بالای کوه برود.این جریان آنقدر ادامه می یابد تا اینکه سرانجام یک فرد موفق به عنوان سلطان کوه مطرح شود.فرد بازمانده که می بایست هر نظریه ای را که قبل از این اظهار کرده بود اصلاح نماید صاحب آن چیزی است که اکنون همان اتفاق نظر گروهی در رابطه با ماهیت اصلی مسئله است.